سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

608

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

أول : آنكه از عبارت ابن خلّكان وعبارت أبو الفرج أصفهاني - كه به آن ابن أبي الحديد در تفرق شهود احتجاج كرده - ثابت مىشود كه عمر قبل وصول زياد ، شهادت از سه شاهد طلب كرده وآن را از ايشان شنيده . وظاهر است كه اگر عمر اجتماع شهود را شرط مىدانست ، شهادت از سه كس بي حضور شاهد رابع نمىكرد ونمىشنيد كه بنابر قول به اجتماع شهود ، طلب شهادت از سه كس ، با وصف علم به عدم امكان حضور شاهد رابع كه غايب بوده - موافق روايت " اغانى " وابن خلّكان - حرام محض وفسق صريح است كه موجب اغرا به حرام ، وتحريص بر اشاعه فاحشة ، وقذف است وعلى الخصوص اينجا موجب قذف صحابي جليل ممدوح خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) على ما يزعمونه . پس بنابر اين تأويل اگر طعن احتيال در درءِ حدّ ساقط گرديد ، طعن ديگر هم جنب آن بر سر عمر واولياى أو رسيد ! ( فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً وَلْيَبْكُوا كَثِيراً ) ( 1 ) . پس بنابر اين ثابت شد كه عمر به مثابه [ اى ] بي مبالاتى به احكام شرعيه داشته كه با وصف علم اين معنا كه شهادت سه كس بي حضور شاهد رابع لائق سماع وقابل قبول نيست - بلكه موجب قذف صحابي جليل الشأن وايذاى روح سرور انس وجان - على حسب ما يذكرونه في مدح الصحابة على

--> 1 . التوبة ( 9 ) : 82 .